xa0 +پسر: میخوام باهات بهم بزنم ... -دختر :چی ؟؟؟ +واضح گفتم .. میخوام برم زندگیمو بسازمxa0 - زندگیت!! مگه نمیگفتی من زندگیتممم +اره ولی الان زندگیم از تو مهم تره .. - پس این چن سال چی میشه؟ + این لوس بازیا جدی نیس .. ادم یکار جدی میکنه اگه بخواد با طرف ازدواج کنهxa0 xa0 xa0 -اخه چراااxa0 +بیا همون کافه همیشگی ساعت ۵ میخوام گردنبندی که بهم دادیو و خودتم ازش داری و پس بدم بهت ..xa0 -باوش:) xa0 xa0چن ساعت بعد دختر با یه دست مشت شده و لیوان اب جلوش توی کافه .. پسره خیلی شیک و خوش تیپ که معلومه خیلی به خودش رسیده وارد کافه میشه .. عطرش توی فضا پخش میشه همون عطری که دختره براش گرفته بود ... دختره نفسشو تو سینه حبس میکنه ..xa0 با چشای سیاه و گود رفته نگاش میکنه .. پسر تا میبینش قیافش تو هم میرهxa0...
ادامه مطلب